امام سجّاد میفرماید:
امام سجّاد ( علیه السّلام ) :
«سه حالت و خصلت در هر یک از مؤمنین باشد، در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه ي رحمت عرش الهى مى باشد و از سختى ها و شدائد صحراى محشر در امان است:

1. در کارگشايى و کمک به نیازمندان و درخواست کنندگان دریغ ننماید.

2. قبل از هر نوع حرکتى بیندیشد که کارى را که مى خواهد انجام دهد یا سخنى را که مى خواهد بگوید، آیا رضایت و خوشنودى خداوند در آن است یا مورد غضب و سخط او مى باشد.

3. قبل از عیب جويى و بازگويى عیب دیگران، سعى کند عیب هاى خود را برطرف نماید.»

(منبع: بحارالأنوار،جلد 75،صفحه 141)
آيا خدا همه بندگانش حتي گناهكارترينشان را دوست دارد؟

تا بحال درمحبت يك مادر به فرزند,دقت نموده اي؟ مادري كه آغوش پر مهرش هميشه بروي فرزند گشوده است و از هيچ كمكي نسبت به او دريغ ندارد.ولي گاهگاهي بدليل بازيگوشي و بي توجهي ويا عناد و سركشي كودك,چاره اي جز تنبيه او نمي بيند.البته اين تنبيه نيز از روي مهر و علاقه است.
محبت مادر قطره اي از درياي محبت خالق مادر است,نسبت به بندگانش.خداي مهربان,از روي حب وعشق انسانها را خلق كرد واز هيچ كمكي براي هدايت آنها دريغ نورزيد,فطرتي داد كه خداخواه است,عقلي كه چراغ راه است,پيامبران واوليايي كه راهبر و راهنما هستند.
اي عزيز: خداي مهربان به بهانه هاي مختلف عبد فراري خود را به سوي خود مي كشد; گاهي به بهانه ماه رجب; به مفاتيح مراجعه كن; شب اول, شب ليلة الرغائب, شب ولادت امير المومنان عليه السلام, شب نيمه رجب و ..... ببين با چه بهانه هايي بنده اش را به سوي خود مي خواند; حال آنكه او هيچ احتياجي به بنده آلوده, فقير و عهد شكن خود ندارد.

بقیه در ادامه مطلب . . .
داستان بخشندگی خدا


روزی حضرت موسی (ع)رو به بارگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود:بار الها، می خواهم بدترین بنده ات را ببینم.
ندا آمد: صبح زود به در ورودی شهر برو. اولین کسی که از شهر خارج شد، او بدترین بنده ی من است.
حضرت موسی صبح روز بعد به در ورودی شهر رفت. پدری با فرزندش، اولین کسانی بودند که از شهر خارج شدند.
پس از بازگشت، رو به درگا خداوند کرد و ضمن تقدیم سپاس از اجابت خواسته اش، عرضه داشت: بار الها ، حل می خواهم بهترین بنده ات را ببینم.
ندا آمد: آخر شب به در ورودی شهر برو. آخرین نفری که وارد شهر شود، او بهترین بنده ی من است.
هنگامی که شب شد، حضرت موسی به در ورودی هر رفت...


بقیه در ادامه مطلب . . .

رابطه محبت به زنانتان و محبوب خدا شدن!


پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : برادرم جبرائیل دائم مرا به نیکی کردن نسبت به زنان سفارش می نمود تا این که من گمان می کردم جایز نیست برای شوهر که به زنش «اف » بگوید وی گفت : یا محمد تقوای خدا را در مورد زنان مراعات کن ؛برای آن که آنها کمکی برای شماست ؛آنها را به عنوان امانات خدا بگیرید ، به وسیله کلمات الهی و کتابش و سنت و شریعت محمد (صلی الله علیه و آله) و برای شما حلال شدند .پس آنها بر شما حقی واجب دارند ،زیرا اجسامشان برای شما حلال شده و به خاطر آنچه از بدنشان به شما می رسد ، و در شکمشان فرزندان شما را حمل می کنند ،تا این که چشمانتان به وسیله فرزند دار شدن، روشن شد . پس به آنها شفقت و مهربانی کنید و قلوب آنها را پاک نمایید به گونه ای که با شما باقی بمانند و زنان را ناراحت نکنید و بر آنها خشم نکنید و آنچه به آنها داده اید از آنها نگیرید مگر به رضایت آنها و اجازه آنها. (مستدرک‏الوسائل، ج 14، ص 253)

بقیه در ادامه مطلب . . .



سيره امام محمد باقر در كنترل خشم

در سيره اخلاقي امام باقر(ع) آمده است: روزي يك نفر مسيحي به آن حضرت جسارت كرد و گفت : «انت بقر؛ تو گاو هستي.»
امام بدون اينكه خشمگين شود، فرمود: «لا انا باقر؛ نه من باقرم.» مسيحي گفت: تو پسر آن زن آشپز هستي؟ امام فرمود: آري مادرم يك بانوي آشپز بود. آن مرد براي اينكه امام را عصباني كند، دوباره گفت: تو پسر زن سياه چرده، زنگي و دشنام گو هستي. امام پاسخ داد. اگر تو راست مي گويي، خدا مادرم را بيامرزد و اگر دروغ مي گويي، خداوند تو را ببخشد. وقتي آن مرد مسيحي بردباري و حلم بي پايان امام را مشاهده كرد كه با اين اهانت ها هرگز خشمگين نشد و كاملا بر نفس خود مسلط بود، زبان بر شهادتين جاري كرد و مسلمان شد.(مناقب ابن شهرآشوب، ج٤،ص٢٠٧)
اين رفتار حضرت باقر(ع) دقيقا در تفسير اين آيه شريفه است كه مي فرمايد: «هرگز نيكي و بدي يكسان نيست؛ بدي را با نيكي دفع كن! ناگاه ] خواهي ديد[ همان كس كه ميان تو و او دشمني است، گويي دوستي گرم و صميمي مي شود و اين خصلت را جزكساني كه شكيبا بوده اند، نمي يابند و آن را جز صاحب بهره اي بزرگ، نخواهند يافت.» (فصلت .43)
دستاوردهاي اين حركت پسنديده از نظر روحي و رواني و معنوي، خيلي بهتر و بيشتر از آن است كه انسان خشم و غضب خود را با هيجانات عصبي و رفتارهاي زشت و كينه توزانه بروز دهد.
عمل تو



یا بُنَی إِنَّهَآ إِن تَک مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَکن فِی صَخْرَةٍ

أَوْ فِی السَّمَوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ

ای فرزندم! اگر (عمل تو) همسنگ دانه‌ی خردلی باشد

و در دل تخته سنگی یا در آسمان‌ها یا در زمین نهفته باشد،

خداوند آن را (در قیامت برای حساب) می‌آورد، زیرا که خداوند دقیق و آگاه است.


سوره 31. لقمان آیه 16
موفقیت


خیلی از انسان‌ها به موفقیت به شکل یک فرایند دست نیافتنی و به افراد موفق به شکل عده‌ای موجودات خارق‌العاده نگاه می‌کنند. اگر دوستی به هدفی مشخص رسیده باشد، شاید این جمله را همه در موردش شنیده باشیم که “خدا شانس بدهد، بعضی‌ها از زمین و آسمان برایشان می‌بارد! خوش بحالش… کاش من جای او بودم…”

شاید بارها با این جملات مواجه شده باشیم ولی واقعیت چیز دیگری است و آن را کمتر کسی می‌بیند، واقعیتی که پشت موفقیت هر انسانی نهفته است، داشتن امکانات و هوش و ثروت و حمایت نیست… واقعیت تنها و تنها صبر و پشتکار و امید و ایمان قلبی به هدف است… که اغلب نمود بیرونی ندارد! ما این‌ها را نمی‌بینیم… هر رشدی درد مخصوص بخودش را دارد. رشدی که درد نداشته باشد رشد نیست! موفقی که ناامید نشده باشد، خسته نشده باشد، طرد نشده باشد و حتی مورد دشمنی واقع نشده باشد، موفق نیست!

بقیه در ادامه مطلب . . .
زندگی را نخواهیم فهمید اگر . . .


زندگی را نخواهیم فهمید اگر…

همه شانس‌ها و فرصت‌های طلایی همین الان را نادیده بگیریم فقط به این خاطر که در یک یا چند تا از فرصت‌ها موفق نبوده‌ایم. فراموش نکنیم که بسیاری اوقات در زندگی وقتی به در بسته‌ای می‌رسیم و ‌صد کلید در دستمان است، هرگز نباید انتظار داشته باشیم که کلید در بسته همان کلید اول باشد. شاید مجبور باشیم صبر کنیم و همه صد کلید را امتحان کنیم تا یکی از آنها در را باز کند.گاهی اوقات کلید صدم کلیدی است که در را باز می‌کند و شرط رسیدن به این کلید امتحان کردن نود‌ و نه کلید دیگر است.

بقیه در ادامه مطلب . . .


خیر و نیکی را بکار



اگر جای دانه هایت را / که روزی کاشته ای فراموش کردی...

/ باران به تو خواهد گفت/ که کجا کاشته ای...

/ پس خیر و نیکی را بکار/ بالای هر زمینی/ و زیر هر آسمانی/ و برای هر کسی.../

تو نمیدانی
/ کجا آن را خواهی یافت/ و چه موقع .../

ولی به حتم شكوفایی ‌اش
/ را خواهی دید / و خواهی شنید...

صفحه قبل
صفحه بعد